نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٥

وا3 روز ولنتاین 2تا 3تاره تقدیمتون میکنم یه 3تاره پره بو3 که دلم بدونتون نپو3 و یه 3تاره پره امید واسه هرکی شماهارو دید.
نویسنده :
elaheh - ساعت ٦:٥٧ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٥
نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:۱٧ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۱
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی
افسرده و دلتنگ چرا مثل منی
من عاشق اویم که شده رنگم زرد
تو عاشق کیستی که هم رنگ منی



ای عشق مدد کن به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار
یا یار به من
یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم.
نویسنده :
elaheh - ساعت ۳:٠٤ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۱
نظر فراموش نشه
نظر فراموش نشه
نظر فراموش نشه
نظر فراموش نشه
نظر فراموش نشه
نظر فراموش نشه
نویسنده :
elaheh - ساعت ٦:۳٠ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٩
بی تو به روی پلکم لم داده خون و شبنم
بی تو شکسته ام من ذهنم گسسته از هم
بی توچه برگريزی در باغ حمله ورشد
می ريخت استخوانم بر سنگ وخاک کم کم
بی تو اگر بميرم نام و نشان ندارم
بايد بگويم اينک زاين مرگ می هراسم
بی تو نوشتن من محدود يا نحيف است
بی تو است قصه ام گنگ بی تواست شعر مبهم
بي تو نمی شود گفت با هيچکس غمم را
بی توکجاست همدل بی تو کجاست همدم؟
حالا که نيستی تو ای کاش من بميرم
بی تو دراحتظارم در انتظار مرگم
نویسنده :
elaheh - ساعت ٦:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٩

گویند شقایق ها نمی میرند ، تا
مرگ شقایق ها دوستت دارم
نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸
از هجر تو بیقرار بودن تا کی ؟
بازیچه ی روزگار بودن تا کی ؟
ترسم که چراغ عمر گردد خاموش .......
دور از تو به انتظار بودن تا کی ؟

نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸

نیمه جانی دارم و آن را فدایت می کنم
اشکهای دیدگانم را عطایت می کنم
خوبرویان گرچه مشهورند در دلدادگی
من ولی از جمله خوبان جدایت می کنم
تو چون شیرین ومن با تیشه ی عشقت شبی
بیستون سینه ام را خاک پایت می کنم
چشمان من غریق اشک هجران تو شد
با تمام خستگی هایم صدایت می کنم
نازنینا زندگی را بهر چشمان تو باختم
بازهم هر لحظه و هر دم دعایت میکنم
نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸

اینجا من هستم و سکوتی محض
سکوتی شکسته و در هم بخاطر هر روز ندیدن تو
اینجا من هستم ِ تهی از زندگی و روزمره گی
خالی تر از همیشه ِ با کلافی در هم و پیچ در پیچ
معنی سکوت را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام
اینجا من هستم و سازی مبهم
اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم
من هستم و گلی پر پر شده از عشقی کور
من هستم و یکرنگی شکسته ام
اینجا در شهری دور من مانده ام و انتظار هر لحظه که میایی
در شهری خاک گرفته و غروبی دلتنگ
که سینه ام را هر آن میدردد
اینجا من مانده ام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است
من هستم سیمای شکسته تر از همیشه
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی ات............

نویسنده :
elaheh - ساعت ٧:۳٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٧
نویسنده :
elaheh - ساعت ۸:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
______xxx
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_xx
(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨منتظرتم ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*´¨)
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤www.takdane.persianblog.ir¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_بدو__________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____بیا__________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______آپم_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•.
^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
^^^^^^######^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^^
^^^####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^
^^####^^^^^####^^^^^^^^^###^^^^^###^^^^
^^###^^^^^######^^^^^^^###^^^^^^####^^^
^####^^^^^######^^^^^^###^^^^^^^^###^^^
^###^^^^^^^####^^^^^^###^^^^^^^^^####^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^###^^
^###^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^###^^
^###^^^^###^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^####^^
^####^^^^###^^^^^^^^^^^^^^###^^^^###^^^
^^###^^^^####^^^^^^^^^^^####^^^^####^^^
^^####^^^^#####^^^^^^^#####^^^^^###^^^^
^^^####^^^^###############^^^^#####^^^^
^^^^####^^^^^###########^^^^^#####^^^^^
^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^######^^^^^^
^^^^^^#########################^^^^^^^^
^^^^^^^^#####################^^^^^^^^^^
نویسنده :
elaheh - ساعت ۸:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري
من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

برای تو می نویسم
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
نویسنده :
elaheh - ساعت ۸:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
نویسنده :
elaheh - ساعت ٥:٠٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠

وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت
التماس را توی چشمام دید و رفت
با همه خوبیهام بی وفا
رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت
دیگه دل از همه دنیا سرده
کی میگه گریه دوای درده
بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره
بس که گریه کردم چشام آب نداره
هر چی من بگم باز تمومی نداره
از غم و غصه هام
که حساب نداره
چه کنم ای خدا با دل شکسته
چه کنم با دلی که ز خون نشسته
میدونست مهرشو با جونم خریدم
اما از عشق اون جز ریا ندیدم
نویسنده :
elaheh - ساعت ٥:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠
عشق نمی پرسدکه تو کی هستی فقط میگه که تو مال منی، عشق نمی پرسد اهل کجایی فقط میگه که تو قلب من زندگی میکنی، عشق نمیپرسد که چکار میکنی فقط میگه که باعث میشی قلب من به ضربان بیفته، غشق نمی پرسد که چرا دور هستی فقط میگه که همیشه با منی، عشق نمیپرسد دوستم داری فقط میگه که دوستت دارم
نویسنده :
elaheh - ساعت ٤:٥۸ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٠

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
واسه من تنهایی درده ، درده هیچ کسو نداشتن
هر گله پژمرده رو، تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم
تا دمه لحظه مردن شعر تنهایی بخونم
نویسنده :
elaheh - ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم ...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بود

نویسنده :
elaheh - ساعت ٩:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸

به سراغ من اگر مي آييد
نرم و آهسته بياييد
مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من
نویسنده :
elaheh - ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸

نمیدانم کدامین سخن من تو راآزرد و قلبت را شکست ؟
نمیدانم کدامین کارمن تورارنجاند،نمیدانم کجای کارمن اشتباه بود...
نمیدانم درطی مدت دوستیمان چه خطایی ازمن سرزدکه تواینگونه بامن رفتارکردی.......
نمیدانم چه کسی توانست جای مرادرقلب کوچکت بگیرد،نمیدانم چرابامن چنین کردی؟
حتی نمیدانم پیش چه کسی شکایت کنم ودردودلم را برایش بازگوکنم......
نویسنده :
elaheh - ساعت ٩:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸
عاشق شدن در خود غنودن کار من نیست
ای کاش با غیر از تو من دلداده بودم
دل بردن از تو، دل ربودن کار من نیست
می بینمت اما غبارِ ترسِ چشمت
شاعر شدن از تو سرودن کار من نیست
حالا که دیگر بی تو سودن کار من نیست
با واژه هایم راحتم بگذار و بُگذر عاشق شدن عاشق نمودن کار من نیست
هرگز فراموشت نخواهم کرد زیبا با عشق بودن یا نبودن کار من نیست
با چشمهای خود مرا آواره کردی! با اشک از چشمم زدودن کار من نیست
کار نگا هت بود، کار چشمهایت
نویسنده :
elaheh - ساعت ٩:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸

آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام.
آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
آموخته ام كه : اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم
آموخته ام که : زندگي را از طبيعت بياموزم ،
مثل ابر با كرامت باشم .
چون بيد متواضع باشم ،
چون سرو ، راست قامت،
مثل صنوبر ، صبور ،
مثل بلوط مقاوم ،
مثل خورشيد با سخاوت و
مثل رود ، روان
نویسنده :
elaheh - ساعت ٩:۳٦ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۸

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی
و با این همه سکوت
مرا به خاموشی متهم نمی کردی
کاش می دانستی من همیشه
با زبان چشمانم با تو سخن می گویم
چشمانی که از ندیدنت
سیل ها دارند برای جاری ساختن
سخن ها دارند برای گفتن
غزل ها دارند برای از تو سرودن و
عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن
کاش می دانستی که من تو را
دوست دارم
...کاش می دانستی